نقش خیال

صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
یاد او

 

 

my paint

 

 

و ماهها گذشت ، از آخرین روزی که صورت خاموش تو را دیدم . بدون تو زندگی کردن ساده نبود ، ولی زندگی کردم .

 

دیروز بر سر سنگ سیاهی ایستادم ، گل نهادم ، در کنار آن ، لحظاتی به یاد حرفهای شیرینت خندیدم و لحظاتی به یاد روز های آخر، اشک ریختم .

 

از تو برای من اسم زیبایت که حجاری شده ، حرفهای با ارزشی که بر جانم حک شده و احترامی که سایرین به پاس نیکی های تو برایت قائل هستند ،مانده است و این یعنی ،پدرم ، انسان خوبی بود .

 

دلم ، واقعا برایت تنگ شده است . کاش بودی و من تمام صورتت را می بوسیدم . کاش بودی و من دستانت را ساعت ها در دستانم "فقط " نگه می داشتم . کاش بودی و من ، هزاران ساعت فقط تو را نگاه می کردم .

 

دلتنگ لحظه ای ، فقط لحظه ای ، فقط یک بار صدا کردن ،، بابا ،، هستم .

 

 

 

 



بیست و هفتم اردیبهشت 1393-21 |   | فهیمه سکه چی (Fahime Sekechi) | گروه  |لینک به نوشته