سینه سرخ

 

سینه سرخ

 

قناری سار بلبل پر پرستو پر کبوتر پر

خزانسوزست باغ دل هرآن گل نازنين تر پر

من وحسرت نشينی ها من واين سخت جانی ها

تو از دلبستگی ها پر تو تا يک آسمان پر / پر

تمام زندگی تکرار يک کوچ است يک پرواز

تمام زندگی تکرار يک گل يک گل پرپر

تو وچون گل شکفتن ها تو وتا اوج رفتن ها

من وخارجنون دردل من وتيرخطر درپر

تمام سينه سرخان روی بال خويش می بردند

تو را وقتی که زخم يک کبوتر داشتی در پر

چه می خواهی دگر از من بگير ويک جنون بشکن

اگر آيينه آيينه اگر دل دل اگر پر پر

من از افسانه موهوم دل بايست می خواندم

که در اسطوره آتش سياوش پر سمندر پر

هميشه قسمتم اين کنج محنت نيست می دانم

به سوی چشمهايت می گشايم روزی آخر پر

 

 

آموزش گام به گام آبرنگ 

 امروز چشمهای سگمونو کار میکنیم

آموزش آبرنگ

۱

 

آموزش آبرنگ

۲

 

آموزش آبرنگ

۳

 

 

آموزش آبرنگ 

۴

 

 

 

 

غریب

 

 

ديگر  اکنون  خلوت " آئينه " را  گم کرده ام      خويش را در اجتماع  سنگها  گم کرده ام


ازدحام کينه و قهر و نفاق و دشمني ست          من ميان اين تراکم  عشق را  گم کرده ام


لاي شب بوها خدايم پيش از اين نزديک بود    اينک او را لاي اين سجاده ها گم کرده ام


من ميان لحظه هاي تلخ و بي فرجام عمر        آرزوهاي  لطيفم را  خدا!!!!!  گم کرده ام


جستجوي من در اينجا ديگر از بيهودگيست      خويش را حتي نمي دانم کجا گم کرده ام


پشت پرچين دعايم آشنايي خانه داشت            آشنايم را در اين ماتم سرا گم کرده ام


يک نفر از جمعتان بايد  بگويد او  کجاست         آخر آن گمگشته را بين شما گم کرده ام

--