طنین انتظار

 

 

 

 

 آبرنگ


دلم غوغای یاری دارد امشب
هوای شهسواری دارد امشب
چو چنگی عاشقانه می نوازد
طنین غمگساری دارد امشب
دلم با عشق مولایش در آمیخت
چو شوق لاله زاری دارد امشب
ز هجر قاصدک های خیالش
دمادم بی قراری دارد امشب
به توصیفش همین یک جمله کافی ست
که شیدا انتظاری دارد امشب

 

 

 آموزش گام به گام آبرنگ

امروز این گلهای رنگارنگ رو کار می کنیم 

آموزش آبرنگ

۱

۲

آموزش آبرنگ

۳

آموزش آبرنگ

۴

 

 

ديگر كسي نمانده و تنها تو با مني
رفتند از برم همه،‌اما تو با مني
بار سفر به مقصد خورشيد بسته ام
اين سايه است در پي من،يا تو با مني؟!
در اين كوير تشنه ي  سيراب از عطش
با سينه اي به وسعت دريا تو با مني
سمت خداست عقربه ي چشم هاي تو
ديگر چه جاي قبله نما تا تو با مني
امشب ز كوچه مي گذرم بي هراس تيغ
مي دانم اي قلندر شب ها تو با مني
با من بمان كه در دل اين دشت پر هراس
تنها تر از خدايم و تنها تو با مني

اسب رهوار مراد

اسب رهوار مراد 

 

 

خواب می‌بينم همه شب، اسب رهوار مرادم را
يالش از نور سحرگاهان ، طلایی رنگ
خواب می‌بينم که برزين بلند او
راه می‌پيمايم از فرسنگ تا فرسنگ
رو به سوی قله‌های دور می‌آرم
قله‌های دور، پنهان در غبار خنده‌ی خورشيد
می‌روم آن سان که نعل اسب من از سينه‌ی هر سنگ لاله‌ی برقی بروياند
می‌روم آن سا
ن که گرمای نفس های تب آلودش
پرده‌ی ابريشمين آبشاران را بسوزاند
می روم آنجا که چون چشمم به طاق آسمان افتد
بشکفد در باغ چشمم سوسن خورشيد
همچو عکس بيشه‌ها در چشم آهوها
می‌روم آنجا که چون اسبم دو چشم از خواب بگشايد
نقش بندد در نگين مردمک‌هايش
سايه‌ی پرواز خاموش پرستوها …

عاقبت زين می‌کنم روزی به بيداری
اسب رهوار مرادم را
رو به سوی قله‌های دور می‌آرم
قله‌های دور، پنهان در غبار خنده‌ی خورشيد
می‌روم آنجا که باغ آفرينش را بهاری هست
می‌روم آنجا که دلها را شکوه انتظاری هست

نادر نادرپور

 

 آموزش گام به گام آبرنگ

 

امروز  هم بقیه  گلهای زنبق رو کار می کنیم

 

آموزش آبرنگ

۱

آموزش آبرنگ

۲

آموزش آبرنگ

۳

آموزش آبرنگ

۴

آموزش آبرنگ

۵

آموزش آبرنگ

۶

 

تكنيكهاي آبرنگ (۱)

پاشيدن آب به وسيله اسپري بر روي سطح رنگ مورد نظر نقاشي و سپس خشك كردن آن با يك دستمال كاغذی  مي تواند به درجات متفاوت ملايم و كم رنگ تر كردن رنگ مناطق مورد نظر از سطح نقاشي شما كمك كند .

افزايش فشار و شدت آب پاشي بر روي سطح رنگ نيزدر افزايش توان برداشتن و ملايم تر كردن رنگ مناطق مورد نظر كاغذ نيز مؤثر است .

 

 

به کدام شاخه اینجا، دل اعتماد بندم؟
که زباد وبرق وباران، نرسد دگرگزندم
لب شعله ریز دارم، نی ناله خیزدارم
که به اوج ها رساند، غم دل زبند دارم
چه عجیبه روزگاران، کوصفای دوستداران؟
که گهی زخود برانند وگهی به خود کشندم
مبرم به بزم یاران که به سان کفچه ماران
به حضور مهربانی، به غیاب می گزندم

سایه های دلتنگی

 

 

 

fahime sekechi

 

 

 

نرسیده به خدا جرم مرا جار زدند

دو درخت ان طرف باغ مرا دار زدند

 

دو درخت آن طرف سایه دلتنگی من

گریه می کرد کسی در حرم سنگی من

 

             دلم از خویش فراری ست ، قفس بفرستید

دوستان پنجره باز است ، نفس بفرستید

 

مردم گم شده در خویش تکانی بخورید

از سر سفره ایمان زده نانی بخورید

 

             جرمم این بود که هی تکیه به باران دادم

بی سبب نیست که از چشم خودم افتادم

 

دو سه خورشید به دوش همه تان پنجره بود

در نگاه همه تان چند دهن حنجره بود

 

شانه شعر فرو ریخت ، سقوطی رخ داد

باز ابلیس سخن گفت ، هبوطی رخ داد

 

شاخه ای نور به دستم بده تا سیر شوم

پُر نمانده است که من نیز زمینگیر شوم

 

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود

بنویسید صدا بود ولی نرم نبود

 

بنویسید که باران به خیابان برخورد

بنویسید که قلبی به زمستان برخورد

 

خانه در خاک و خدا داشت ، تماشایی بود

بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود

 

بنویسید که با چلچله ها الفت داشت

اهل دل بود وَ با فاصله ها نسبت داشت

 

بنویسید زبان داشت ولی لال نشد

بنویسید که پوسید ولی کال نشد

 

 

 

 آموزش گام به گام آبرنگ

 

امروز  با هم  این گلهای زنبق رو کار می کنیم

آموزش آبرنگ

۱

آموزش آبرنگ

۲

آموزش آبرنگ

۳

آموزش آبرنگ

۴

آموزش آبرنگ

۵

ادامه آموزش این گلهارو تو پستهای بعدی کار میکنیم

 

 

 

 

میدوم

تا اخرٍ مه

تند و بی پروا

 

تا

یادم نرود

اگر صدایم را گم کردی

اگر سکوتم را نفهمیدی

اگر رویا هایم را نخواندی

اگر پلک زدن هایم را ندیدی

اگر شبیه هیچ بود ٬ تمام بودنم

 و 

 

اگر ٬ اگر نویس قصه ای دور افتاده ام

 

دلیلش

ساده است ؛

تو کودکیم  را با گوشواره های گیلاس ندیده بودی

--

 

 

 

اسیر خشکسالی

 

 

 

fahime sekechi

 

 

 

مزرعه جای مترسک از وجود خشکسالی

خوشه ها مردندومانده داسهای دست خالی

آفتی آمد شتابان کوله بارش مردگیها

مردم اینجااسیرش نیست انها را مجالی

مردمان پرپریشان خسته اند وبی سوالند

ذهنهاپوسیده بسیار درپس این بی سوالی

مانده تنها یاد ارش درخیال خام انها

دستهاشان خسته بیجان یا کمانهاشان خیالی

مادری بادخترانش میزند نقشی دوباره

نقش احساسی که مرده لای تار وپودقالی

 

 

آموزش گام به گام آبرنگ

 

امروز هم بقیه امواج رو کار می کنیم

مهمترین نکته برای ترسیم موج نگهداشتن

سفیدی کاغذ و دورگیری مناسبه 

آموزش آبرنگ

۱

آموزش آبرنگ

۲

آموزش آبرنگ

۳

 

 


اینجا اسیر دستهای عشق ، هر لحظه بی تو رو به پایانم

هر لحظه دردی تازه ،دردی سرخ ، شاید به جرم اینکه انسانم

این زخمهای نا صبور اینجا ،چشم انتظار مرهمی از تو

با آنکه هرگز پر نخواهد کرد ، دستان تو خالی دستانم

من هستم و یاد تو این گوشه ، در گور تاریک اتاق خود

همدرد من ، هم گریه خوبم ، جاریست یادت توی چشمانم

انگشتهای مهربان تو ، آرام می رقصند و یک لحظه

می پیچد آهنگ سه تار تو ، در سرزمین تشنه جانم

با آنکه هرگز پر نخواهد کرد ، دستان تو خالی دستانم

این یک نفس را با تمام خود ، من عاشق چشم تو می مانم !...