امیر طوس
امیر طوس

این نقاشیمو با اینکه از کارهای قدیمیه خیلی دوست دارم
بر درد عشق نسخه و درمان اثر نکرد
مرهم برای زخم غم تو ثمر نکرد
تنها حریم پاک تو داریم زآن زمان
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
از هر قبیله ای به تو امید بسته اند
نبود کسی که چشم تو بر او نظر نکرد
شاهنشه غریب، امیر رئوف طوس
دل نیست، آنچه داغ تواش پر شرر نکرد
در بازکن که از ره دوری رسیده ام
این خسته بی دلیل در این ره، خطر نکرد
آموزش گام به گام آبرنگ
امروز این گلهای مارگریت رو کار می کنیم

۱
اول طرح کارو کامل می کشیم

۲
با زدن فون پشت کارمحدوده گلهامونو مشخص می کنیم
بعد ساقه ها و رومیزی رو هم کار می کنیم

۳
حالا سایه گلها و مرکز گلها رو کار می کنیم


عاقبت خانه ای میسازم توی خوابی شیرین
خوابی از این شب ها
شبی از آرامش یک شب بی فردا
سفری خواهم کرد خالی از فکر و خیال
مرکبم رام و خموش در سکوتی مرموز
دور خواهم شد دور
دور از اندیشه و وهم
عابری خسته ز راه آخر کوچه روز
خانه ام رویاییست پشت یک بیشه ز خواب
آسمانش نیلی روزگارش شیرین با شبی از مهتاب
کینه ها می مانند غصه ها می مانند آه ها رفته به باد
خنده را خواهم برد خاطری از یک دوست
کوله بارم این هاست می روم باداباد
خانه ام در خوابیست
که مرا سوی خود خواهد کشید
بعد یک روز بلند که پرم از بودن
خسته از رفتن ها خسته از دیدن ها
خواب یک دشت بزرگ خواب شیرین خیال
خانه ای خواهم دید خواب می بینم باز
خانه ای خواهم ساخت
گرم و آرام و خموش
آه کو آن شب ناب
هر شب از این شب ها می روم خواب و هنوز
کوله بارم بر دوش...
به نام خدا