قایق رویا

 

تو با یک جرعه از دریای یادت 

میان باغ قلبم جا گرفتی

تو با یک انعکاس نقره ای رنگ 

مجال ناز از رعنا گرفتی 

تو چون یک هدیه فیروزه ای رنگ 

مرا بر قایق رویا نشاندی

وبا یک لطف یک لبخند ساده 

مرا به سر زمین عشق خواندی 

تو دیوار میان قلب ها را

به رسم آسمانی ها شکستی

وچون حسی غریب و واژه ای سرخ 

میان دفتر روحم نشستی 

تو دریایی ترین ترسیم یک موج 

تو تنها جاده دل تا خدایی 

تو مثل شوق یک کودک لطیفی 

تو مثل عطر یک گلدان رهایی 

تو مثل نغمه موزون باران 

به روی اطلسی ها نازنینی 

وتا وقتی که روحم مال اینجاست 

به روی صفحه دل می نشینی

 

 

 

 آموزش گام به گام آبرنگ

امروز بقیه این گلهای رنگارنگ رو کار می کنیم  

 

آموزش آبرنگ

۱

آموزش آبرنگ

۲

 

آموزش آبرنگ

۳

 

 آموزش آبرنگ

۴

 

 

 

قطره قطره اگر چه آب شدیم
 ابر بودیم و آفتاب شدیم
 ساخت ما را همو که می پنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آن سودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم
گوش کن ما خروش و خشم تو را
 همچنان کوه بازتاب شدیم
اینک این تو که چهره می پوشی
اینک این ما که بی نقاب شدیم
 ما که ای زندگی به خاموشی
هر سوال تو را جواب شدیم
دیگر از جان ما چه می خواهی ؟
 ما که با مرگ بی حساب شدیم