فهیمه سکه چی

 

 

زمستان و شبی سرد و سه نقطه

دوباره مرد ولگرد و سه نقطه

عبای کهنه ای بر دوش دارد

دلش از اه و از درد و ...

تمام خستگی هایش به دو شش

دلش خون و رخش زرد و ...

لبش خاموش و خشکیده ز سرما

تنش از خاک و از گرد و ...

به یادم هست اینجا بود دیشب

به روی نیمکت سرد و ...

به خواب اخرینش در زمستان

از این دنیا گذر کرد و ...

اجل امد به فریادش رسیدو

بر او اخر نظر کرد و ..

 

آموزش گام به کام آبرنگ

امروز این گل ساده رو کامل می کنیم

آموزش آبرنگ

۱

آموزش آبرنگ

۲

آموزش آبرنگ

۳ 

 

ندیدی تو هم شام تنهایی ام
نپرسیدی از راز شیدایی ام
فقط لاف مهر و وفا می زدی
نبودی رفیق غم و شادی ام
درین غربت آواره و بی نشان
شد از خستگی قلب صحرایی ام
گرفتند نادیده اشک مرا
گذشتند از عشق دریایی ام
نگفتند شاید که مجنون شوم
کشد کار آخر به رسوایی ام
نکردند یادی زمن دوستان
دریغ از دلم ،از غمم،زاری ام
فراموش شد نامم از یادها
نکردند یادی زتنهایی ام
کسی همزبان دل من نشد
دلی خسته ام مرگ زیبایی ام.