یاد او

و ماهها گذشت ، از آخرین روزی که صورت خاموش تو را دیدم . بدون تو زندگی کردن ساده نبود ، ولی زندگی کردم .
دیروز بر سر سنگ سیاهی ایستادم ، گل نهادم ، در کنار آن ، لحظاتی به یاد حرفهای شیرینت خندیدم و لحظاتی به یاد روز های آخر، اشک ریختم .
از تو برای من اسم زیبایت که حجاری شده ، حرفهای با ارزشی که بر جانم حک شده و احترامی که سایرین به پاس نیکی های تو برایت قائل هستند ،مانده است و این یعنی ،پدرم ، انسان خوبی بود .
دلم ، واقعا برایت تنگ شده است . کاش بودی و من تمام صورتت را می بوسیدم . کاش بودی و من دستانت را ساعت ها در دستانم "فقط " نگه می داشتم . کاش بودی و من ، هزاران ساعت فقط تو را نگاه می کردم .
دلتنگ لحظه ای ، فقط لحظه ای ، فقط یک بار صدا کردن ،، بابا ،، هستم .
+ نوشته شده در بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 21 توسط فهیمه سکه چی (Fahime Sekechi)
|
به نام خدا