موج

به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریاست

 

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست

 

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

 

غمم دریا دلم تنهاست

 

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست

 

خروش موج با من می کند نجوا

 

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت

 

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت

 

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست

 

ز پا این بند خونین برکنم نیست

 

امید آنکه جان خسته ام را

 

به آن نادیده ساحل افکنم نیست

 

" فریدون مشیری "

 

 

watercolour

این نقاشیم کار چند سال پیشه

 

 

آموزش گام به گام آبرنگ

امروز میخوام موج و صخره رو با هم کار کنیم 

برای این کار حداقل سه رنگ آبی آماده می کنیم  که آسمان و آبی دریا به صورت خیس در خیس

کار میشه . برای نشون دادن موج از تکنیک خشک استفاده میکنیم و خطهای طرف دریا رو محو

میکنیم

 برای برداشتن رنگهای اضافه از دستمال برای زمانی که کار هنوز

 خیسه و تیغ یا کاتر وقتی کار خشک شد استفاده می کنیم

با گذاشتن تیرگی صخره ها سفیدی موجها خودشونو  نشون میدیم

 

تمرین زیاد رمز موفقیته

**

 

اگر روزي دلم گرفت يادم باشد

که خدا با من است،

 

که فرشته ها برايم دعا ميکنند،

که ستاره ها شب را برايم روشن خواهند کرد.

 

يادم باشد که قاصدکي در راه است،

که بهار نزديک است،

  

که فردا منتظرم مي ماند،

که من راه رفتن مي دانم و دويدن،

  

و جاده ها قدم هايم را شماره خواهند کرد.

اگر روزي دلم گرفت يادم باشد

 

که خداي من اينجاست همين نزديکيها،

و من، تنها نيستم